تبليغاتX
نوشته های نوک طلا

خداحافظ....

همین حالا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:12 توسط جوجو |

من با چه رویی میام این وبلاگ !که چه عرض کنم  سبد

چیز مینویسم نییییدونم.ماشالله تو سال جدید به شدت خمود

 شدم دست و دلم به هیچ کاری نمیره .میام نظراتتون که بهم لطف میکنینو میذارین و همچنین وبلاگهاتونو میخونم اما . این ترم ۲۰

واحد تخصصی دارم نگین به کسی که تا حالا هیچی نخوندما.

 

حالا ۴ تا مطلب علمی...

۱.طبق قانون تهیه اثاث و وسایل منزل به عهده مرد است!!!!!!!!(منظور:جهیزیه ها..)

البته قانون گذار از آقایون و خانواده های پر مدعای امروزی خبر نداشته.

 ۲.اگر خانوم حین تعیین مهریه از اوضاع مالی مرد خبر داشته باشد که

توانایی پرداخت مهریه را ندارد حق حبس و عدم تمکین ندارد(تمکین به معنای خاص رابطه منظورمه! مهریه ۱۳۶۷ سکه خوب بید.

۳.تعیین مهریه به بیش ار مهر السنه یعنی مهری که پیامبر برای

همسرانشان تعیین می کردند مکروه است آقا جان!

 ۴.این مطلب دلخراشه نمگیم . حالا میگم دل ندارین نخونین:یه

خانوم و آقا برای دزدی این کارو انجام میدادن: از فرد  مورد نظر دعوت

میکردن خانوم که حامله هم بودن!ساندیس مسموم به آنها میداده و

مرد تا ۴۰ سرنگ مواد مخدر به آنها تزریق میکرده تا بیهوش شن  اما

خوب میمردن به وضع فجیعی که مواد از چشم و بینیشان به بیرون می

 ریخته!!!!!!!!

  تا بعد..

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:54 توسط جوجو |

وااااااای من بعد از چند وقت اومدم(من شرمنده ام واقعا)

 خدا رو شکر سال ۸۶ هم دیگه داره تموم میشه و ۵شنبه سال جدید

 شروع میشه امیدوارم سال ۸۶ سال خوبی برای همه بوده باشه برای

 من که اااااااای بدی نبود اما خوب هم نبود انشالله که ۸۷ بهتر

باشه.سال۸۷از نظر طالع بینی چینی سال موشه.طالع متولدین

مختلف در سال ۸۷ را مینویسم:

 متولدین سال ۶۷(خودماااان):سال خوبی است و بهترین فرصت برای سرمایه گذاری است و به زودی ماجرای عاشقانه اش را با متولد سال موش آغاز میکند(یعنی متولد ۶۳)

 متولد ۶۸(دایی احمد ):امسال برای مار سال پر جنب و جوشی است و مار به خاطر هوش سرشارش از عهده هرکاری بر می آید.(به سلامتی)

 

 برای متولد ۶۱(گلپونه):تمایلی به سرمایه گذاری ندارد چون که انتظار

سود بیشتری دارد درنتیجه کسل می شود.

 متولد ۶۶:(بیژن خان)بهتر است در کارهای خود محتاط باشد و زیاد به دوستانش اعتماد نکند امسال سال خیانت هاست

 با آرزوی سال خوب برای همه ی دوستان عزیز

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 23:13 توسط جوجو |

سلام. به تمام معنا نه از جوجو چیزی مونده نه ازخودم(رعنا خانوم)

دچار خود درگیری شدم اساسی .نمره هام چندان دل چسب نبود خوب

بود اما درسه ۳واحدی ۱۰ شدم و این چنین معدلم ۲نمره اومد پایین این

 از این.با دوستام زدم گاراژ(گلپونه خانم به خودت نگیر که میخوام

بکشمت)و البته ترم جدید شروع شده و قراره با استادم یه کاره

تحقیقی انجام بدم.........(هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم)موضوع:رحم جایگزین و آثار آن

و نمیتونم دیگه اینورا بیام البته من که بهتون سر میزنم پس چتونه دیگه ؟؟؟؟؟؟

این به خاطر اینکه گویا قهوه خانه هادوباره قلیون میارن آره؟

 

:پست قبلی ۱۱/۱۰/۸۶ و پست جدید۱۰/۱۱/۸۶

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:5 توسط جوجو |

سلام.

خوب چرا میزنین منو؟؟؟؟؟درس دارم هفته ی دیگه از شنبه تا پنج شنبه هرروز امتحان دارم خدایی برام دعا کنین .

آدم نمیشم که بگو آخه ...چرا ۲۰ واحد میگیری هان؟؟؟؟؟بعد تازه طول ترم هم به جای درس خوندن سوت میزنی

ترم بهمن حقوق خانواده با یکی از اساتید گرام آخوند ارایه شده من  روضه خوندم گفتم نگیرین باهاش بهتون عملی یاد میده هاااا گوش ندادن ۳ واحدم هست از هرکی خوشش نیاد میندازه.این ترم هم ۲۰ واحد گرفتم ۴روزم تعطیلم لای لای. مهم

تعطیلیه نه اون ۳روز که تا ۷ شب دانشگاه تشریف دارم

این مدت دو تا عقد رفتیم تو یه عقد فامیل عروس تو یکی فامیل داماد بودیم چقدر غصه خوردم داداش ندارمالبته زیاد هم مهم نیست

 خیلی برام دعا کنین

فعلا زت زیاد

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 15:2 توسط جوجو |

سلام.

به یه بازی دعوت شدم که باید سوتی های بچگیمو بگم.

ای آقا سوتی که تا دلتون بخواد.آمادگی:یه دوستی

داشتم همیشه منو

میزد خواهره بزرگم بهم گفت ایندفعه بیایی بگی ندا کتکم زد منم

میزنمت(خیلی ممنون!!!!!!!)فردای اون روز سیب برده بودم ندا

گفت آقا

منم میخوام منم نامردی نکردم با سیب زدم تو دماغش آخی خیلی دلم

سوخت بعدم گفتم هااااااااااای دلم خنک شد دیگه منو نزنیا.و..........

دبستان: اینجانب یه بار پفک بردم مدرسه همه برا اینکه ادبم

کنن به این

نتیجه رسیدن که منو بهداشتیار تغذیه کنن.یه بار تو حیاط داشتم

میگشتم دیدم یکی ماکارونی آورده داره میخوره رفتم عین خود گنده لاتا

غذاشو ریختم زمین گفتم دیگه نبینماااااااا زحمت کشیده بودم چون اون

دختر دختره معاونمون بود تا آخر ساعت نذاشت برم کلاس.تا قبل از

اینکه برم راهنمایی از این کارا خیلی میکردم به خاطره همین

همه ی

پسرا بهم میگفتن علیرضا به خاطره کارای پسرونه ای که انجام میدادم

فوتبال بازی میکردم...بعدم مدرسه ی ما دیوار به دیواره مدرسه پسرونه

بود یه بار یکی از پسرا پاهاشو از پنجره آویزون کرده بود رو به حیاط ما

بعدم هی با پاش میزد تو سره ما که زیر پنجره وایساده بودیم ها ها

کفششو درآوردم  تو سرویس بهش دادم از اون موقع بهم لقب

 

علیرضا دادن.

 

 

دوران راهنمایی و دبیرستان کار خاصی نکردم یعنی دیگه نه که چادر

سرم میکردم نمیشد از این کارا بکنم(شرایط مدرسه هام چادر بود!)

.

الانم که دانشگاه تا دلتون بخواد البته ترمه یک خیلی سوتی دادم الان

دیگه نه زیاد(یه نمونه:از گربه بدم میاد با دوستم وایساده بودیم یه گربه

پرید تو جوب بعدم اومد بیرون خودشو تکون داد ابهای بدنش ریخت به من

گفتم ااااااااااااه خیلی خر ی یه پسره اونجا بود برگشت گفت با منی

دوستم گفت نههههههه با گربه بود )

فرزانه سام  و صامد شما باید بگین دعوت نداریم

دعوت .

مرسی دایی احمد باعث شدی یاده بچگیم بیفتم

 

فعلا .

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 21:5 توسط جوجو |

آقا چه سلامی چه علیکی. حالا چون اصرار میکنین سلام.

 آقا من گفته بودم با یه انسانه مغرروه مذکر چیکار کنم

یادتونه؟؟؟؟؟؟؟؟

یه آدمه......رفته شماره منه بدبخته مفلوکو گذاشته رو ماشینه این

آدمه نفهمه از خود راضی.حالم از خودم به هم میخوره.....

برخوردهای این جنابم که بماند.خدایا منو بکششششش.

 

 روز کودکو تلویزیون چفدر دلم برا بچه ها سوخت خاک تو سره مرغو چوریا با این برنامه هاشون. .

 

روز دانشجو هم تبریک نداره وقتی ارزشی قائل نیستن برامون

 چون بی ادبی میشه مبارک

 

 دایی جان احمد مرسی خاله به خاطراطلاع رسانیت

  فعلا

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 8:24 توسط جوجو |

سلام علیکم.

 من اصلنم به خاطر تهدید این خان دایی نیومدما.

خدایی من دیگه دو دره بازتره خودم ندیدم.حالا چرا؟؟؟؟

استاد فرمودن که ترجمه بگیرین نمره داره حالا نه که منم خیلییییییی

فعالم اومدم تو اینترنت اساسنامه آژانس بین المللی اتمی رو پیدا کردم

البته به زبان انگلیسی بعدم فارسیشو پیدا کردم دیگه لای لای.

 

ما یه استاد متون فقه داریم مااااااااه.یعنی من مطمئنم که با لیسانسم

میتونم تو نمایشگاه اتومبیل مشغول به کار بشم آقا به ما چه ماتیز چند

سیلندره و.....حالا این درس به زبان عربیه اینا چیه میگه نمیدونم.

 

دیروز گذرم به دانشکده داروسازی افتاد این دانشجوهای داروسازیو که

 

دیدم کلی حال کردم (سفید پوشان)البته محبوب نه!!!!!!!چون خیلی

قیافه گرفتن. 

یه کمی کارام ریخته سرم دیگه هی نیایین تهدید کنین بعضیااااااا

 

فعلا

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 21:28 توسط جوجو |

آدم میمونه چی بگه مدام این طرف اون طرف دانشگاه پوستر زدن که

 دانشجوها هنوز تو جو دبیرستان موندن و نمره گرا هستن واز طرفی خودشون دنبال جواب سوالشون نیستن

۱.آقا میایی سوال بپرسی استاد عزیز کاملا محترمانه میفرمایند خ..شو.واقعاممنونم

 بعد همون استاد میگن من هم آدمم دلیل نداره از همتون خوشم بیاد

میخواستم بهش بگم قربون من برو شما سریع .

۲. یانه سوال اینقدر بدجوره که روت نمیشه بپرسی . مثلا

میخواییم  حکم شرع در مورد موارد خاص ارتباط زن و مرد  بدونیم یا مثلا

بدونیم مجازات رابطه نامشروع بعد از نکاح و........چیه نمیشه بپرسی یا

 اگرهم بپرسیم استاد آسمون ریسمون  به هم میبافه که از سوالت بگذریآره خوب قانون هست اما.....

 حالا اشکال از منه دانشجو یا از نظام دانشگاه و اساتید

شما میگین کدوم؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 20:56 توسط جوجو |

نمیدونم در مورد مورد معنی واژه حقوقی عده چقدر اطلاع دارین

 عده:یعنی آن مدتی که تا زمان انقضای آن زن نمیتواند همسر اختیار

کند.عده وفات ۴ماه و ۱۰ روز است که تا پایان آن زن نمیتواند ازدواج کند.

 حالا جالب اینه که اساتید گرامیه مرد میفرمایند برای مرد مکروه که

 وقتی همسرش مرد عده نگه داه!!!!!!!!.

 داشتم فکر میکردم  مثلا مردم تو مراسم من شوهر خان نیستن همه میگن کجاست؟ببینن آقا دست در دست همسره جدید وارد میشوند .

حالا واقعا فکر میکنین آقایون اینقدر........ نمیدونم.به وجدانشون میسپاریم

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:21 توسط جوجو |